• «احساس خطر میکنم!»
    «احساس خطر میکنم!»

    «حرکت جامعه باید به سمت آن تعالی و آن ارزشها، حرکت به سمت بالا باشد؛ حرکت مثبت باشد. این حرکتهای به سمت پائین، همان بیماریهائی است که برای نظام اسلامی ممکن است پیش بیاید؛ و این خطر برای نظام اسلامی است؛ مردم باید بیدار باشند.» مقام معظم رهبری ۱۳۸۸/۰۶/۲۰

  • (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)
    (مقام معظم رهبری ۱۳۸۰/۰۲/۲۸)

    پیامبر اکرم این هدف را دنبال میکرد که هرجا زمینه مساعد بود، بذر اندیشه و عقیده را بپاشد؛ با این امید که در زمان مساعد، این بذر سبز خواهد شد. هدف این بود که پیام آزادی و بیداری و خوشبختی انسان به همه دلها برسد.

  • «حوزه‌ی علمیه انقلابی»
    «حوزه‌ی علمیه انقلابی»

     «اگر بخواهیم نظام اسلامی همچنان «اسلامی و انقلابی» بماند باید حوزه‌ی علمیه «انقلابی» بماند؛ زیرا اگر حوزه‌ی علمیه انقلابی نماند، نظام در خطر «انحراف از انقلاب» قرار خواهد گرفت.» حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم - ۱۳۹۴/۱۲/۲۵

  •                                                                            واجب همیشگی
    واجب همیشگی
  • اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها
    اراده الهی بالاتر از همه‌ی خواست‌ها

    «قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ» (ال عمران‏26)

  • نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
    نجات فلسطین با دریوزگی از سازمان ملل یا از قدرتهای مسلّط و به طریق اولی از رژیم غاصب به دست نمی‌آید، راه نجات فقط ایستادگی و مقاومت است. (مقام معظم رهبری1387/12/14 )
  • السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
    السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره
  • اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.
    اقتصاد مقاومتی یعنی مقاوم‌سازی و محکم‌سازی پایه‌های اقتصاد کشور.

    نقطه‌ى کانونى اقتصاد مقاومتى عبارت است از درون‌زایى در کنار برون‌گرایى. درون‌زایى به معناى انزواطلبى تعبیر نشود؛ درون‌زایى با نگاه به بیرون و با گرایش به بیرون جامعه امّا تکیه به توانایى درونى و به ظرفیّت درونى.

    (بیانات رهبری- 1393/01/06)

  • اللهم عجل لولیک الفرج
    اللهم عجل لولیک الفرج
  • اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب
    اصول هفتگانه امام خمینی| اسلام ناب

c_400_300_16777215_00_images_motahari_motahari7.jpg مطهرى؛ معلم وارسته؛

قلم و بيان از ترسيم شجاعت , پايمردى, ديانت و درنهايت رسيدن به قله رفيع شهادت بزرگمردى چون آيت الله مرتضى مطهرى(رحمه الله علیه) و نقش حيات آفرين ايشان در ابعاد گوناگون به ويژه در بعد فرهنگى عاجز و قاصر است . چرا كه او از مزرعه بهار سرشارتر و از سپيده صبح روشن تر و از ديده خورشيد بيدارتر است؛ او آموزگارى بود كه تا به ابد موج نورش پشت سياه ظلمت شب را خواهد شكست.
 راه او پيوسته روشنگر بزم محفل عاشقان راه توحيد خواهد بود, با شهادت او روز معلم در جمهورى اسلامى ايران تولد يافت. آرى او معلم بود؛ معلم فداكار و دلسوخته. آن چه را كه خود آموخته بود با سخاوتمندى به ديگران آموخت؛ بذر ايمان را در دلها تشنه حقيقت افشانده، روح مستعد را صيقل داده، خواب غفلت را از قلوب جاهلان به دور ساخته و حياتى تازه در كالبدزمان و مكان دميد .
 او بنده خدا بود, سايه لطف خدا بود, فرشته رحمتى بود كه براى سعادت و نيك بختى فرزندان جامعه اسلامى خلق شده بود؛ او عاشق خدا بود. به تربيت نسل جوان عشق مى ورزيد. اوپروانه اى بود كه از سوختن پروا نداشت .
او معلمى بود كه در راه تطهير قلوب و تهذيب نفوس, فوز عظيم شهادت را در آغوش كشيد؛ يك لحظه از تربيت و تزكيه انسان نياسود تا اين كه در جوار قرب معبود خويش جاى گرفت. نور تابنده اى بود كه به گوش متعلمين خود درس يكتاپرستى را سرود و زنگار انحراف و التقاط رااز دلها زدود. او در آسمان تعليم و تربيت ميهن اسلامى خوش درخشيد و مانند ابر بهارى شكوفه هاى ايمان و ايثار را سيراب ساخت.
 شايسته است بگوييم : اى شهريار سرزمين دانش؛ و اى آموزنده الفباى سعادت و توحيد, مقام والايت را گرامى مى داريم و به صفاى دل و به روح درد آشناى تو درود مى فرستيم.

در ادامه، خاطرات شیرین و ماندگار بخشی از دوران حیات با برکت معنوی، علمی و سیاسی ایشان را با هم مرور می کنیم.


اندیشة تأسیس حسینیه ارشاد از کجا پدید آمد؟

حسین مهدیان: آقاي همايون نامي بود که شرکتي به نام ميلاد داشت و آقاي ميناچي مشاور حقوقي آنجا بود. آقاي همايون ظاهراً فرزندي نداشت و مي‌خواست باقيات صالحاتي براي خود باقي بگذارد. او در بناي حسينيه ارشاد نقش داشت. آقاي ميناچي مشاور شرکت‌هاي ديگري هم بود و گاهي هم از آنها کمک مي‌گرفت. کمکهاي آنها به خاطر حسينيه بود، نه به خاطر فرد خاصي. آقاي مطهري هم ضمن اينکه با بسياري از شخصيت‌هاي علمي و فرهنگي ارتباط داشت، با متدينين خيّر هم در ارتباط بود و هيئت مديرة صندوقهاي خيريه، به اعتبار و دعوت ايشان، اين کار را مي‌کردند.(ماهنامة شاهد یاران، شمارة 5 و 6، فروردین و اردیبهشت 1385)


مؤسس حسینیه ارشاد؛

مقام معظم رهبری: ايشان مؤسس حسينيه ارشاد است؛ آن وقتي که در تهران جلسات مذهبي درست و حسابي و منظمي نبود؛ چند نفر به فکر افتادند که يک کار اين جوري بکنند و عنصر اصلي هم آقاي مطهري بود و آقاي همايون که باني مالي آنجا بود، جزء پيشقدمان اين کار بودند؛ چند نفري نشستند و زميني را در يک مقداري بالاتر از محل کنوني حسينيه ارشاد در نظر گرفتند و چادري زدند و ديوار مختصري دورش کشيدند و اين شد حسينيه ارشاد و از گويندگان دعوت کردند.(مصلح بیدار، ج 1، ص 279)

 
مؤسس اصلی و بانی فکری؛

حجت الاسلام سیدهادی خسروشاهی: شهيد مطهري مؤسس اصلي و باني فکري و علمي حسينيه ارشاد بودند که به هيچ وجه قابل مقايسه با فعاليت‌هاي مالي نيست و قطعاً در مرتبة بالاتري قرار مي‌گيرد. مضافاً بر اين که، همان‌گونه که قبلاً هم عرض کردم، بسياري از تجار، به اعتبار شهرت و مرتبت علمي و ديني و اخلاقي آقاي مطهري براي تبيين اهداف حسينيه ارشاد و دستيابي به آنها، لحظه‌اي از پاي ننشستند و انصافاً زحمات بسياري را متحمل شدند. خود ايشان در دستخطي که نزد من موجود است خود را مؤسس اصلي مي‌دانند و مي‌نويسند: «مواردي که آقاي ميناچي، بدون مشورت کار کرده است و مي‌کنند: اول اينکه قرار بود من جزء هيئت علمي مؤسس بودم. سهم من هم از سهم آقاي همايون بيشتر است و هم از سهم آقاي ميناچي تا چه رسد به دکتر علي آبادي ...» (مرحوم مطهري هفده مورد مي‌شمارند که همة آنها را نقل نمي‌کنيم.) بي‌ترديد پول و ساختمان نمي‌تواند مؤسس يک جريان باشد، بلکه فکر و انديشه و علم است که جريان‌ساز است و در اين مجموعه، به طور انحصاري و خاص از آن شهيد مطهري بود.(ماهنامة شاهد یاران، شمارة 5 و 6 ص 30)

 

برنامه های حسینیه ارشاد؛

استاد شهید مطهری: هدف کلی این مؤسسة خدمات علمی و دینی در جهت نشر و تبلیغ و تقویت دین مق

c_400_300_16777215_00_images_motahari_motahari8.jpg

دس اسلام است. این مؤسسه هدف کلی خود را با اقدامات ذیل باید تعقیب نماید و باید این برنامه را همواره نصب العین قرار داده، از آن منحرف نگردد:
1- دعوت از سخنرانان دانشمند و ذیصلاحیت اسلامی برای ایراد یک سلسله سخنرانیهای آموزنده و مستدل و متناسب با سطح افکار طبقة تحصیلکرده ...؛
2- دعوت دانشمندان برجسته و ذیصلاحیت کشور برای ایراد کنفرانسهای علمی، فلسفی، تاریخی، ادبی و در حدود مسائلی که با حقایق دین اسلام ارتباط دارد...؛
3- چاپ و نشر سخنرانی و کنفرانسها به منظور توسعة نشر و تکمیل و استفادة آنها ...؛
4- ایجاد دایرة پاسخ به پرسشها...؛

5- ایجاد و تأسیس دایرة تحقیقات اسلامی...؛
6- ایجاد کلاسهای تعلیماتی در قسمتهای مختلف اعتقادی، اخلاقی، فقهی، ادبی و غیره؛
7- پیشقدم شدن در حسن اجرای برنامه های اجتماعی، اسلامی از قبیل تشکیل کاروان نمونة حج، سفرهای دسته جمعی و غیره؛
8- ایجاد مراکز فرهنگی، از قبیل کودکستان، دبستان، دبیرستان، آموزشگاه و غیره؛
9- ایجاد مراکز فعالیتهای خیریه، از قبیل تأسیس درمانگاهها و غیره؛

10- فعالیتهای سالم و مفید اقتصادی به منظور توسعة بودجة مؤسسه ...

 

سابقة دوستی با استاد شریعتی؛

استاد محمدتقی شریعتی: آقای مطهری وقتی به فریمان میآمدند، بیشتر وقت را در مشهد میگذرانیدند، در منزل مادر خانمشان که اینجا در کوچة آب میرزا بود. بعد آمدند به کانون [نشر حقایق اسلامی]. پس از آشنایی با من و کانون، دیگر وقتی ایشان وارد مشهد میشدند، به رفقا میگفتند که برنامة دیدار مرا در خانة فلانی بگذارید. ایشان تشریف میآوردند، به همین اتاق و رفقایی که میخواستند از ایشان دیدن بکنند، میآمدند و همین جا از ایشان دیدن میکردند؛ البته آن وقت بحث این نبود که آقای مطهری اهل منبر و سخنرانی هستند، این بود که ما هیچ وقت از ایشان تقاضا نکردیم که شما سخنرانی کنید.(تاریخ شفاهی کانون نشر حقایق اسلامی، ص 259)

 

الهام گیری از کانون نشر حقایق اسلامی؛

استاد محمدتقی شریعتی: بعدها نامه ای از ایشان [آیت الله مطهری] و مؤسسین حسینیه ارشاد به من رسید. امام جماعت ارشاد، مرحوم شاهچراغی بود و مسئول انتخاب مبلغین آقای مطهری بودند. آقای مطهری نامه ای به من نوشته بودند که ما با همان روش کانون نشر حقایق اسلامی در تهران مؤسسه ای دایر کرده ایم و میخواستیم اسمش را کانون نشر حقایق اسلامی بگذاریم، ولی از لحاظ سیاسی مصلحت ندیدیم... یک نامه هم هیئت مدیرة حسینیه ارشاد نوشته بود؛ بعد معلوم شد که به آیت الله میلانی هم سه، چهار نامه نوشته اند. آیت الله میلانی هم مرا خواستند و گفتند: اینها چنین تقاضایی دارند و شما خوب است که خواستة آنها را انجام دهید. گفتم: اگر من را معاف کنید، بهتر است. گفتند: اگر غیر شما کس دیگری بود، میگفتم که بر تو واجب است که این کار را انجام دهی، ولی چون شما هستید و مریض حال هم هستید، نمیتوانم بگویم بر شما واجب است، ولی خیلی دوست دارم به تهران بروید.(تاریخ شفاهی کانون نشر حقایق اسلامی، ص 260)

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_shariati7.jpgدعوت از دکتر شریعتی؛

مقام معظم رهبری: در سال 46 که کتاب «محمد خاتم پيامبران» مطرح شد و به مناسبت آن کتاب، آقاي مطهري از عده اي خواستند که مقاله بنويسند؛ از جمله مرحوم دکتر شريعتي بود؛ دکتر هم تازه دو سه سال بود که از فرانسه برگشته بود. ابتدا در مشهد بود و در آنجا با گمنامي معلمي ميکرد. آقاي مطهري ايشان را ديده بود و خيلي از او خوشش آمده بود؛ يک جوان خوب که خيلي هم هوشمند و با استعداد و نکته سنج و عميق بود؛ انصافاً يک کسي مثل آقاي مطهري از يک شخصي مثل مرحوم شريعتي طبعاً خيلي خوشش آمد و از ايشان هم خواسته بود که يک چيزي بنويسد؛ يک مقالة مفصلي مرحوم دکتر نوشت؛ از هجرت تا وفات پيغمبر را و همچنين بخشي از سيماي محمد را، که من در جريان اين تبادل مقاله بودم. يعني دکتر مشهد بود و آقاي مطهري تهران بود؛ من هم ميرفتم مشهد و برميگشتم قم، گاهي در تبادل اين مقاله گيري و مقاله دهي به صورت پيغام يکي دو دفعه اي قرار گرفتم. مرحوم مطهري وقتي که مقالات دکتر را ديد خيلي خوشش آمد. مخصوصاً‌ از مقالة سيماي محمد ايشان. به من گفت که من سه بار اين مقاله را خوانده ام. از بس ايشان از قلم شيرين و شيواي مرحوم دکتر خوشش آمده بود، موجب شد که ايشان از دکتر دعوت کند که سخنراني هم بيايد و دکتر گاهگاهي ميآمد حسينيه سخنراني ميکرد؛ خيلي کم تا سال 49، آمد و رفت دکتر از اين سال در حسينيه ارشاد به دو ماه يک بار يا سه ماه يک بار رسيد که ايشان ميآمد و يک سخنراني ميکرد. در سال 49 يک مسئله اي پيش آمد بين آقاي مطهري و آقاي ميناچي و آن به اين صورت بود که آقاي ميناچي که به عنوان مدير داخلي حسينيه انتخاب شده بود، عملاً دست آقاي مطهري و ديگران را از همة کارهاي داخلي حسينيه کوتاه کرده بود. (انتخاب سخنران، انتخاب مجلس جلسات گوناگون و چاپ و نشر).

آقاي مطهري مي گفت: ‌نميشود ما يک مؤسسه را به وجود آورده ايم؛ مردم اينجا را متعلق به ما ميدانند؛ ما ندانيم اينجا چه کسي سخنراني ميکند يا مثلاً‌ چه موقع کتابش ميخواهد چاپ بشود يا چه مطالبي گفته ميشود. استاد مطهري جزء هيئت امنای ‌سه نفره بود و در مقابل، ميناچي به اعتراض هاي ايشان اعتنايي نميکرد و اين بود که عملاً آقاي مطهري فريادش به جايي نميرسيد، تا اين که اختلافات بين اينها بالا گرفت.(سیری در زندگانی استاد مطهری، ص 247-245)

 

بايد به داد جوان‌ها رسيد؛

حجت الاسلام علی دوانی: در يکي از سالهايي که من هنوز در قم اقامت داشتم و هنوز به تهران نيامده بودم، شهيد مطهري روزي به قم آمد و در مجمعي که رفقا منجمله من هم حضور داشتم، گفت: حسينيه ارشاد تکميل شده و مشغول کار است. من و آقاي شيخ اکبر هاشمي رفسنجاني و شيخ محمدجواد باهنر اعضاي هيئت علمي آن را تشکيل مي‌دهيم. آقاي رفسنجاني و شهيد باهنر در آن اوقات از حوزة علمية قم به تهران رفته بودند.
استاد شهيد افزود: بنا داريم از فرصت استفاده نموده و چندين کار علمي و تبليغي در حسينيه ارشاد انجام دهيم. از جمله در شبهاي شنبه هر چند شب، گذشته از خودمان که در تهران هستيم از رفقاي ديگر هم دعوت کنيم که از قم به تهران بيایند و با اعلام قبلي در روزنامه‌ها، در حسينيه سخنراني کنند و از اعضاي «مکتب اسلام» آقايان ناصر مکارم شيرازي و حسين نوري و من، چند جلسه دعوت شديم.

مدتي بعد سروصدا راجع به حسينيه شروع شد که باني اين بناي عظيم کيست؟ و مگر مساجد چه اشکالي داشته که مطهري و رفسنجاني و باهنر اين بساط را در حسينيه ارشاد به راه انداخته اند؟ لابد مي خواهند کلاهي ها مانند فخرالدين حجازي را هم دعوت کنند که به جاي اهل علم، مردم را «ارشاد» کنند...؟
به ياد دارم در جلسة آخري که من سخنراني داشتم، گفتند: از هفتة بعد دکتر علي شريعتي از مشهد ميآيد. پرسيدم: او کيست؟ استاد شهيد گفت: در مشهد است و خودش و پدرش آقاي محمدتقي مزيناني در «کانون نشر حقايق اسلامي» ‌خوب طوري جوانها را به طرف دين جلب کرده اند. من، هم از خودش و هم پدرش که اهل مشهد هستند و خوب آنها را ميشناسم، دعوت کرده ام که بيايند سخنراني کنند و کمک خرجي هم داشته باشند، چون وضع زندگيشان خوب نيست. پدرش سابقة طلبگي دارد، ‌منتها سالها پيش از لباس درآمده تا به نظر خودش بهتر بتواند خدمت ديني انجام دهد. دبير و کارمند وزارت فرهنگ است؛ فعلاً ‌بازنشسته شده و فقط ماهي هزار تومان حقوق بازنشستگي دارد.

استاد شهيد افزود: بايد از اينها استفاده کرد و به اين اماکن بيايند و مردم مخصوصاً ‌جوانها از بينش آنها استفاده کنند، نه اينکه بگذاريم آنها را ديگران ببرند و جامعة از ما بيشتر فاصله بگيرند. بايد به داد جوانها رسيد. علتش هر چه ميخواهد باشد، جوانها به آنها بيش از ما توجه دارند. خود ما نظارت داريم و در برابر هر دو دستة مقدسين و جوانهاي تندرو که در دو جبهة متضاد هستند ايستاده ايم، نميگذاريم کار به جاي باريکي بکشد. به همين جهت لازم است رفقاي قم هم در اينجا آمد و رفت داشته باشند تا بهتر نتيجه بگيريم.

استاد شهيد افزود: آقاي ميرزا ابوالحسن رفيعي پيغام داده است که حرفهايي دربارة حسينيه ارشاد زده ميشود که براي ما تکليف شرعي ميآورد. موضوع چيست؟ من جواب داده ام که ما هم فقه خوانده ايم و فلسفه هم ميدانيم، مواظب هستيم. و اضافه کرد که ميخواهيم کساني امثال محيط طباطبايي و مجتبي مينوي را هم دعوت کنيم در حسينيه سخنراني کنند، جواب مقدسين و مخالفين را هم خواهيم داد. تا کي بايد اينها از ما فاصله بگيرند؟
چند ماه بعد که براي محرم در تهران منبر ميرفتم، روزي استاد شهيد از من دعوت کرد که براي صرف ناهار به منزلش واقع در قلهک بروم.
آن موقع سروصدا بر ضد حسينيه و سخنراني دکتر شريعتي و پدرش به اوج خود رسيده بود. وقتي به خانة استاد شهيد واقع در اوايل خيابان دولت رفتم، ديدم شهيد سيدعبدالکريم هاشمي نژاد هم که از مشهد براي منبر به تهران آمده بود و من سابقاً در قم او را ميشناختم، قبل از من آمده است.
شهيد مطهري خيلي گرفته و پريشان به نظر ميرسيد. سعي داشت که در مقابل ما مهمانان خوشرو باشد و بگويد و تبسم کند. ولي انگار رنجي جانکاه او را آزار ميداد. پس از صرف ناهار به من گفت: لابد اين چند ماه شنيده اي که سروصداي زيادي بر ضد دکتر شريعتي و پدرش و کتاب «اسلام شناسي» او و مقالة خودش و پدرش در کتاب «محمد خاتم پيغمبران» که ما از طرف حسينيه ارشاد منتشر کرده ايم، بلند شده تا جايي که نام حسينيه ارشاد را گذاشته اند «يزيديه اضلال» و شنيده اي که دکتر شريعتي هم کارش گرفته و تقريباً کنترل از دست ما بيرون رفته و او هم گوش به حرف ما نميدهد.(مصلح بیدار، ج 1، ص 279،280)

 

c_400_300_16777215_00_images_mataleb_ashkhas_motahari32.jpgاستمداد از آیت الله حاج حسین قمی؛

حجت الاسلام علی دوانی: استاد گفت: براي جلوگيري از گسترش اين سروصداها و کنترل دکتر شريعتي اقدامات زيادي کرده ايم ولي نتيجه نگرفته ايم. با بعضيها نمیشود صحبت کرد، بعضي هم درد ما را ندارند و نميتوانند جوّ موجود و قضايا را درک کنند. حالا من و آقاي هاشمي نژاد ميخواهيم برويم کرج پيش آقاي حاج آقا حسين قمي -آيت الله قمي آن موقع در تبعيد به سر ميبرد ولی ملاقات با وي آزاد بود - اگر شما هم حاضريد، برويم و از ايشان نظرخواهي و استمداد کنيم، چون ایشان دکتر شريعتي و پدرش را خوب ميشناسد و مردم هم به ايشان که به خاطر قيام آقاي خميني از مشهد جلب شده و در حال تبعيد به سر ميبرد، اهميت ميدهند.

گفتم: با کمال ميل حاضرم.
به اتفاق، سوار فولکس واگن قراضة شهيد هاشمي نژاد شديم که خودش هم رانندگي آن را به عهده داشت. ساعت چهار بعد از ظهر بود که آقاي قمي را ملاقات کرديم. شهيد مطهري با هيجان و ناراحتي سر صحبت را باز کرد و گفت: چقدر زحمت کشيديم تا حسينيه ارشاد را قبضه کرديم که به دست نااهلان نيفتد. ولي لابد اطلاع داريد که بر اثر سروصداهايي که بر ضد آن به راه افتاده، اکثر روحانيان تهران و اهل منبر در مراسم آن شرکت نميکنند و حرفها ميزنند و ما را کلافه کرده اند. اول بر ضد فخرالدين حجازي سروصدا شد تا جايي که او تريبون حسينيه را بوسيد و رفت.

حالا هم بر ضد دکتر شريعتي. او هم خيلي تند ميرود و حرف هايي ميزند و چيزهايي نوشته است و بهترين دستاويز را به دست مخالفان داده است. کنترل هم نميشود؛ يعني به سفارش و نصايح ما گوش نميدهد و کار خودش را ميکند. مردم هم دستبردار نيستند و تهمتها به ما ميزنند.

واقعاً نميدانم چه کنم؛ حسينيه را رها کنم يا بمانم؟ از يک طرف شريعتي وجود نافعي است و در حد خودش ميتواند نسل جوان را خوب به راه بياورد. چون بر اثر تبليغاتي که در طول زمان بر ضد ما شده و سمپاشي هايي که دشمنان داخلي و خارجي کرده اند، آن قدر که جوانها به او که يک سخنران مذهبي کلاهي است توجه دارند، به ما ندارند. ميترسيم از دست دادن او باعث دردسر شود و اگر رهايش کنيم، به جاي ديگري کشيده شود. از طرفي هم مي-بينيم اصرار ما در نگاهداري او باعث شده که از نظر اکثر روحانيان تهران و شهرستانها افتاده ايم و تمام تقصيرات را به گردن ما ميگذارند.

اگر وضع به همين منوال پيش برود، نه تنها مقصودي که از حسينيه ارشاد داشتيم عملي نخواهد شد، بلکه درست نتيجة عکس خواهد داد. واقعاً ‌کلافه شده ايم و قضيه حکم کلاف سردرگم پيدا کرده است. نميدانيم چه کنيم. به همين جهت آمده ايم ببينيم نظر شما چيست. آيا ميتوانيد شريعتي و مقدسان را نصيحت کنيد کوتاه بيايند؟ و آيا به نظر شما مصلحت است که با همة اين مشکلات، به کار خود در حسينيه ارشاد ادامه بدهيم؟
تعجب کردم که آن دانشمند بزرگوار گرفتار چه مخمصه اي شده. همان مخمصه اي که خود من براي ماندن در قم و همکاري با رفقاي «مکتب اسلام» و تدريس در دارالتبليغ پيدا کرده بودم و چند ماه بعد  ناچار همه را رها کردم و آمدم تهران.

 

پاسخ آیت لله قمی؛

ایشان پس از استماع گله مندی استاد شهید از وضع موجودگفت: من شريعتي و پدرش را خوب ميشناسم، اينها مشهدی اند. همان طور که شما گفتيد، هر دو وجودهايي نافع اند، اما اين همه دم زدن از خلفا و وحدت اسلامي تا جايي که سروصداي شيعيان و افراد مخلص درآيد هم خطرناک است. به نظر من يا خودتان بار ديگر نصيحت و اتمام حجت نمایيد، يا اگر میآید من او را نصيحت کنم که مواظب باشد و در راه و روش خود اعتدال را رعايت کند تا سروصداها بخوابد. اگر ديديد نشد، او را جواب کنيد، چرا شما از حسينيه برويد؟
شهيد مطهري که از شدت ناراحتي چهرة سبزه اش ميل به سياهي پيدا کرده بود و سر به زير انداخته و سخت نگران بود، سر برداشت و با حالت يأس گفت: گمان نميکنم حرف ما را گوش بگيرد و به اينجا هم بيايد.

اگر هم بخواهد، رفقايي دارد که نميخواهند ما در حسينيه باشيم؛ آنها نميگذارند. مقدسان هم دست بردار نيستند. من هم واقعاً خسته شده ام. اگر ديدم فايده اي ندارد، از حسينيه ميروم و ديگر مسئوليت آن را قبول نميکنم. شما هم اطلاع داشته باشيد.

اين واقعه گويا در سال 1349 بود، اما در چه ماهي، درست به خاطر ندارم. در تمام اين مدت شهيد هاشمي نژاد ساکت بود. گويي شهيد مطهري انتظار داشت او حرفي بزند ولي حرفي نزد. من هم گاهي چيزي ميگفتم که درست به خاطر ندارم چه ها بود.
در بازگشت به تهران از هم جدا شديم. بعدها ديديم آن قدر سروصدا بر ضد حسينيه ارشاد شد و کارشکني در ماندن شهيد مطهري و رفقايش و ادارة حسينيه ارشاد بالا گرفت که گفتند آقاي مطهري به کلي از حسينيه ارشاد کنار کشيده است و در مسجد الجواد نماز جماعت ميگذارد و آنجا را اداره مي کند.(خاطرات من از استاد شهید مطهری، ص 69-63)

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

  درسهای زندگی
 

توصیه مقام معظم رهبری به جوانان در مورد اولویت انتخاب بین کار اجرایی و کار فرهنگی:

«کار اساسی عبارت است از هدایت»

   

مطالب جديد

مخاطب اول
شنبه, 22 مهر 1396
article thumbnailچند اقدام لازم که مسئولان در آستانه خیمه‌شب بازی جدید دولت آمریکا باید انجام دهند؛ مخاطب اول؛ در...
آفت مدیران غیرانقلابی
جمعه, 14 مهر 1396
article thumbnailنگاه طعمه ای یا مسئولانه ی مدیران، از منظر مقام معظم رهبری؛ « گفتمان انقلاب اسلامی: شرایط کنونی کشور به لحاظ این‌که...
article thumbnailرابطه قضا و قدر الهی و تفویض امور به اسباب و علل؛ اثر استاد شهید مرتضی مطهری (رحمة الله علیه) از پیغمبر...

Developed in conjunction with Ext-Joom.com